Archive for the ‘شعر’ Category

اتل متل توتوله

Saturday, July 18th, 2009

اتل متل توتوله ، چشمای دنیا کوره
مال حسنی روبردند، گاو حسنی رو خوردند
از تو اتاق خالیش ، حتی حصیرو بردند

اتل متل توتوله ، کار جهان چه جوره
نصفش و آب برده، باقیش و خواب برده
هزارهزارتا گشنه، یکی ز سیری مرده

اتل متل توتوله، توپ تفنگ  گلوله
شیطونای زمینی ، خوردند خروبا توبره
ز دست آدمیزاد پای زمین تو گوره

اتل متل توتوله، راه رهایی دوره
توی این سرای جنگل حکم نهایی زوره
عشق و وفا فراموش ، کلبه دل نموره

لکن در این  سیاهی، نظربکن به راهی
به دشت تیره ظلم،  دل را نکن تباهی
راه رهایی عشق است ، خرمن عشق برچین
اسمش و بزار ام قزی ، دور کلاش قرمزی
هاچین واچین ،  دو پا تو ورچین